خاله ستاره
شنبه گذشته که تعطیل بود خاله مینا پیش ما اومدن خیلییی خوش گذشت لیانا و کارن حسابی با هم سرگرم بودن اولین روز گاهی جیغ همدیگه رو سر وسایل بازی در می آوردن ولی بعدش عادی شدن..لیانا به خاله مینا میگفت خاله ستاره
خیلی به خاله مینا علاقه نشون میداد جوریکه موقع خرید همش دوست داشت بغل خاله ستاره باشه 
بهترین قسمت ماجرا برای این وروجکها لب ساحل و شن بازی بود طوریکه تمام زندگی منو هم پر از شن میشد حتی جیبهای کارن پر از شن بود![]()
در کل روزهای خوبی بود ولی صد حیف که زود تمام شد و خاله ستاره سه شنبه شب برگشتن تهران
وقتی خاله مینا بدرقه کردیم و اومدیم بالا تو خونه لیانا با یه حالت بغضی گفت من خاله ستاره ندارم من کارن ندارم![]()
انشالا دوباره به زودی زود همدیگه رو ببینیم![]()





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاله ستاره
