شیرین زبون
تکامل زبان لیانا روزانه داره پیشرفت میکنه یعنی دقیقا از صبح که بیدار میشه جملات جدید میگه خیلی با مزه ![]()
بعضی وقتها که میخواد خودشو لوس کنه موقع ناهار یا شام با یه حالت اخم و دست به سینه میگه من غذا نمیخولم
بابا صبحها میخواد سرکار بره میگه بابا سر کار نرو یا دانشگاه میخواد بره میگه بابا مسده نرو مسده یعنی مدرسه ![]()
دو روزی میشه که صبحها و موقع غروب تب میکنی شب هم مرتب بیدار میشی و بد اخلاقی نمیدونم چرا ولی هبچ علایمی از سرماخوردگی یا ویروس نداری امروز عصر اگه ادامه دار شد دکتر میریم عزیزم![]()
چند روز پیش با لیانا رفتیم براش کفش تابستونی بخریم آقای فروشنده هر کفشی میورد لیانا میگفت بزار سرجاش این مال نی نی
و تند تند با فروشنده خداحافظی میکرد و منو میکشید که از مغازه بیرون بیاییم لیانا حاضر نیست جز کتونیاش کفش دیگه ایی بپوشه

لیانا و دوست جدیدش در تراس سرسبز عزیزجون
انتخاب خودش بوده جناب کلاه قرمزی


اینم عروسک نمدی که به کمک یاسر برای لیانا درست کردیم البته دستم با چسب داغ به شدت سوخت ولی وقتی فردا لیانا خرگوش تو تخت کنارش دید و ذوق کرد سوزش دستم یادم رفت![]()



شیرین زبون 
